کلاخشک
we cant come back !
کلاش هزار درق. کلافه. کلاته ميرزامحمدرضا. کلاچه گاو. کلارينت. کلاشي.
کلافه شدن. کلاته ميرعلي کلاخشک. کلاژه. کلاغ بخش. کلاکار. کلاته نقي.
کلاخود. کلاس. کلاغ پر. کلاک سائيس. کلاته نو. کلاخي کلار : کلار.
[ ] (اِخ ) شهرکی است به خراسان از گوزگانان خرم و آبادان و با درختان بسیار و آبهای کلاچ : کلاچ . [ ک ِ ] (انگلیسی ، اِ) ۞ آلتی است در اتومبیل وجز آن که بوسیله ٔ آن راننده با اتصال . .